در این غوغای غمگین زمانه تو را می خواست شب، بی آشیانه
تو خار چشم دنیا بودی ای گُل فدک بود و زمین بود و بهانه


آن شب که ابوتراب با قلب حزین بسپرد تن اُم ابیها به زمین
دانی که چرا خاک ز دستش افشاند یعنی که تمام هستی ام بود همین!


در این صحرا چو لاله داغ دارم به دل سوز غمی جانکاه دارم
مدینه، دیدی از بیداد گردون ز کف دادم همه دار و ندارم؟


دل غریب من از گردش زمانه گرفت به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت


آه زهرا تا ابد جاری بود / دست مولا تشنه یاری بود
چون علی شد بی کس و بی‌ هم‌ نفس / گفت یا زینب به فریادم برس . .


فاطمیه قصه گوی رنجهاست / فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست
فاطمیه شعر داغ لاله است / قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست . . .


کاش از قلبم به قلبش راه داشت / کاش زهرا هم زیارتگاه داشت
کاش از شوقم چنان مرغ سحر / می‌زدم گرد مزارش بال و پر
می‌شنیدم ناله‌های غربتش / می‌پریدم تا کنار تربتش . . .


آنان که بر این خانه هجوم آوردند / در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را / اکنون به در خانه تلافی کردند . . .


لعنت به عدو که روح تقوا را کشت
ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت
باز آ و بگیر انتقامی سنگین
از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت
شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد


ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم
مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائیم
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بر شما تسلیت باد


ای كاش فدك این همه اسرار نداشت ای كاش مدینه در و دیوار نداشت فریاد دل محسن زهرا این بود ای كاش در سوخته مسمار نداشت كاش قلبم به قبرش راه داشت كاش زهرا هم زیارتگاه داشت


بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد
شمع می میرد و او بار دگر می سوزد
یک نفر مثل درختان سپیدار بلند
در خیالش همه شب بین دو در می سوزد . . .


الهی داد از این دل داد از این دل / کنار قبر زهرا کرده منزل
بگو زهرا زجا خیزد ببیند / که اشک دیده کرد خاک او گل . . .
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت


فاطمیه قصه گوی رنج هاست/فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست/فاطمیه شعر داغ لاله است/قصه زهرای هجده ساله است/فاطمه شرح دیوار و در است


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود/خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود/ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه/گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود


دکتر شریعتی: خواستم بگویم، كه فاطمه دختر محمد است. دیدم كه فاطمه نیست. خواستم بگویم، كه فاطمه همسر علی است. دیدم كه فاطمه نیست. خواستم بگویم، كه فاطمه مادر حسین است. دیدم كه فاطمه نیست. خواستم بگویم، كه فاطمه مادر زینب است. باز دیدم كه فاطمه نیست. نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. «فاطمه، فاطمه است»


یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است


دلا بيا به سراي علي سري بزنيم ،به خانه اي كه شكسته درش دري بزنيم، شنيده ام كه در اين روزها علي تنهاست،بيا به خانه بي فاطمه سري بزنيم.


منم زینب که بی دلدار مانده ست
به قلبم خون به چشمم خار مانده است
نگاهم خیره میماند همیشه
به آن خونی که به دیوار مانده است . . .


سرفصل کتاب آفرینش زهراست
روح ادب وکمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول گزینش و پذیرش زهراست


یا علی رفتم بقیع اما چه سود / هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست / آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست
هر چه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام


حضرت زهرا (س) فرمود: خدایا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که برای آن خلق شده ام.


آب! بسوزد دلت/ خاک! شود خاک عزا بر سرت/باد! پریشان شوی/
چشم! الهی که بباری فقط/ پیش نگاه شما… مادر خورشید سوخت


برد در شب تا نبیند بی نقاب
ماه نورانی تر از خود، آفتاب
برد در شب پیکری همرنگ شب
بعد از آن شب، نام شب، شد ننگ شب


بعد از تو ای آشنای غم بی ترانه ام
رفتی و دلشکسته ترین در زمانه ام
چشمم سیاه گشته به راه اجل مگر
گم کرده بعد رفتن تو راه خانه ام


دانی که چرا صورت زهرا شده نیلی؟
می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد
ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت
آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد


یا فاطمه”س” من عقده دل وا نکردم
گشــتم ولی قبـــــر تو را پیـــدا نکردم
چشـــم انتــظارم، مـــهدی”عج”بیاید
تــا تـــربـتــت را پــیــــــــدا نــمـــایـــد


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .
شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد