شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست


آنکس که می گفت دوستم دارد، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشدرهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم


هنوز در پی جراح زبردستی می گردم که سرنوشت مرا با تو پیوند بزند
دوستت دارم ای تنها عشق پاکم


سه تا ستاره تقدیمت می کنم : یه ستاره پر ِبوسه ، که دلم بی تو می پوسه . یه ستاره پر امید ، واسه هر کی که تو رو دید . یه ستاره پر رویا ، چه قشنگه با تو دنیا