تو دريايي و من موجي اسيرم…كه مي خواهم در آغوشت بميرم… بيا درياي من آغوش بر كش…نمي خواهم جدا از تو بميرم


ميدوزم شادي را به غم، زياد را به كم، درخت را به ريشه، گاهي را به هميشه، ستاره را به آسمان، زمين را به كهكشان، كهنه را به نو و خودم را به تو…